☼تعلیم وتربیت از دیدگاه استادمطهری ☼

تعلیم وتربیت از دیدگاه استادمطهری

تبریک

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٧/۱۸ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 زبان: فارسی  نویسنده: شهید استاد مرتضی مطهری
 نوع فایل: exe
 تعداد صفحات: -  ناشر: انتشارات صدرا
 حجم کتاب: 727 کیلوبایت
توضیحات
تعلیم و تربیت در اسلام اثر شهید استاد مرتضی مطهری

 

 

IE: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Target As را انتخاب کنید.

Firefox: در صورت دانلود نشدن کتاب، بر روی دکمه Download راست کلیک کرده و گزینه ...Save Link As را انتخاب کنید.

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/٦/٢٠ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

حدیث  امام رضا علیه السلام :

مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقینَ لَم یَشکُرِ اللّه  عَزَّوَجَلَّ؛
هر کس در مقابل خوبى مردم تشکر نکند، از خداى عزّوجلّ تشکر نکرده است.

از همه ی دوستان عزیز وگرامی  تشکر می کنم در پناه حق تعالی موفق وسر بلند باشید. باقری

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/٥/٢٤ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

حجت الاسلام نقویان - مهمان خدا شویم



سخنان حجت الاسلام نقویان پیرامون میهمانی خدا



حجم : 244 کیلوبایت | فرمت mp3

 

لینک دانلود : مستقیم

 

 

 

برای سلامتی و فرج امام زمان (عج) صلوات

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

روشهای غلط تربیت و جلوگیری از روزه داری کودکان ز سخنان شهید آیت الله مرتضی مطهری

برای دانلــــــــود اینــــــــــــــــــــــجا کلیک کنید.

رمز فایل :    motahariyan

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است.

 

واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است. می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است. به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود: وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت. ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت. جنگ بدر در سال دوم هجرت. فتح مکه در سال هشتم هجرت. مراسم عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام. بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۱ قمری.

منابع : هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/۱۱ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

zmjsp331ottevdttossh.jpg

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

2szqpmq40gqb2wd82zpk.jpg

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

آنچه بر خود نمى پسندى بر دیگران مپسند
فاءحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره لها .
نامه /31

ترجمه : آنچه که براى خود دوست میدارد، براى خود نمى پسندى ، براى دیگران هم مپسند .
شرح : یک ضرب المثل فارسى مى گوید آنچه به خود نمى پسندى ، به دیگران روا مدار . و ضرب المثل دیگرى مى گوید : یک سوزن به خودت بزن ، یک جوالدوز به مردم . این دو ضرب المثل ، و دهها ضرب المثل دیگر، و شعرها، و کلمات کوتاه و بلند بسیارى که در زبان و ادبیات ما، در باره همین موضوع صحبت میکند، همه ، با الهام گرفتن از سخن امام علیه السلام ، و در توضیح و تشریح آن گفته شده و رواج پیدا کرده است .
و منظور از تمام این سخنان ، آن است که درباره یکى از دستورات عمیق و پر معنى اسلام ، به شکلهاى گوناگون ، توضیح داده شود. بر اساس این دستور والا و زندگى ساز اسلام ، ما انسانها وظیفه داریم که در هر کارى ، رعایت حال دیگران را نیز بکنیم . یعنى همیشه خودمان را به جاى دیگران بگذاریم ، و با مردم طورى رفتار کنیم ، که دوست داریم دیگران با ما همانطور رفتار کنند .
کسیکه به مشکلات و ناراحتیهاى دیگران اهمیت نمى دهد، باید حساب کند که آیا خودش مى توان همان مشکلات و ناراحتیها را تحمل کند، یا نه ، به زبان ساده تر باید گفت : هر کس راضى شود که یک جوالدوز به تن دیگرى فرو رود، باید با انصاف و مروت حساب کند که آیا خودش حاضر است یک سوزن به تنش فرو رود، یا نه ؟
مسلمان مومن واقعى ، کسى است که براى دیگران نیز به اندازه خودش ، راحت و آسایش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسایش و خوشبختى خود را، در آسایش و خوشبختى دیگران جستجو کند .

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۸ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

دانلود 26 کتاب استاد شهید مطهری برای موبایل در قالب jar

رمز فایل :    motahariyan

 

حجم فایل 5/56 مگا بایت

 

برای دانلــــــــود اینــــــــــــــــــــــجا کلیک کنید.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/٤ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۱ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

«مطهری مرد میدان گفتگو بود، آن هم نه تنها در درون مرزهای سنت و فکر اسلامی که با همه ارباب ملل و نحل، آن هم نه به قصد سرکوب و ارعاب دشمنان، بلکه برای گسترش میدان فهم و خرد خود و مردمان دیگر.»

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۱ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

رهبر معظم انقلاب در پیام خود ضمن اشاره به این نکته که تا کنون تعریف جامعی از هویت فکری و روشنفکری شهید مطهری ارئه نشده است، آورده‏اند: «مرحوم مطهری با قوت فکری و اندیشه صائب خود وارد میدان‏هایی شد که تا آن زمان هیچ کس در زمینه مسایل اسلامی وارد آن نشده بود».

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۱ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

عکس هایی از رهبر گرانقدر

دانلود کنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

رمـــــــــــــــــــــــــــــــز

motahariyan

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/٥/۱ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 


نقش شهید مطهری در پیروزی انقلاب اسلامی

بـــــــــــــــــــــــــــه ادامــــــــــــــــــــــه مطلـب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/٤/٢۸ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

قرآن کتابى است الهى که براى انسانها نازل شده و در طول قرنهاى متمادى انسانهایى تربیت کرده است که هر یک همچون ستاره اى پر فروغ در میان جوامع درخشیده و به زندگى انسانها معنا بخشیده و زمینه ساز حرکتهاى آزادى بخش در میان ملتها بوده است.

نفوذ شگفت انگیز آیات قرآن در دل و جان انسانها، تحولى عظیم در ابعاد گوناگون زندگى بشر ایجاد کرده و همیشه الهام بخش تفکرات سازنده و ارزشهاى والا بوده است. اغلب متفکران و رهبران راستین بشر از سرچشمه زلال این کتاب سیراب گشته اند. قرآن کتابى نیست که انسانها را تنها پند و اندرز دهد و مسائل زندگى را به صورت ذهنى و تئورى بیان کند، بلکه در هر زمان که خواسته است ارزشى را بیان کند، با ارائه نمونه هاى عینى در جامعه، صداقت و صراحت و واقع گرایى خود را به اثبات رسانیده و همواره فضیلتها و نیکیها را همراه با مطرح ساختن شخصیت نیکان معرفى کرده است

qoran

 

 
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

نقش شهید مطهری (ره) در گسترش تربیت دینی

 

بـــــــــــــــــــــــــــه ادامــــــــــــــــــــــه مطلـب بروید.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

کتاب «منابع یادگیری در تعلیم و تربیت» تألیف دکتر اکبر سلیمان‌نژاد و محمد وفایی‌‌مهر از سوی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها(سمت) منتشر شد. این کتاب بر اولویت «چگونه آموختن» نسبت به «چه چیزی را آموختن» در آموزش و پرورش تاکید دارد.

به گزارش ایبنا، امروزه دانش‌آموزان در دنیایی زندگی می‌کنند که علم در کوچک‌ترین مسایل زندگی آنها نفوذ کرده است و شاید بتوان گفت هیچ سازمان یا نهادی وجود ندارد که بتواند تمام علوم را به دانش‌آموزان بیاموزد. گسترش روزافزون علم و شاخه‌های متعدد آن به قدری سریع است که آموزش آن از سوی نهادهایی نظیر آموزش و پرورش امکان‌پذیر نیست.

مهم‌ترین وظیفه آموزش و پرورش در این عصر، با توجه به پیچیدگی و گسترش علوم، چه چیز یادگرفتن نیست، بلکه چگونه یادگرفتن است.

با این وجود، متأسفانه در اغلب کلاس‌ها از روش‌های سنتی و غیرفعال استفاده می‌شود و معلم می‌کوشد اطلاعات و مفاهیم را در ذهن دانش‌آموزان انبار کند. در چنین وضعیتی، دانش‌آموزان حالت انفعالی دارند و در امر آموزش مشارکت نمی‌کنند. در این وضعیت مدرسه و ساختار آموزشی آن، مؤلفه‌های اصلی مثلث پویای تدریس را دربر نمی‌گیرد و معلم به عنوان تنها منبع و عامل کلیدی در کلاس ایفای نقش می‌کند.

کتاب حاضر با هدف آشنایی با انواع منابع یادگیری و کاربرد آن در فرایند یاددهی ـ یادگیری و نیز توانایی طراحی تجارب یادگیری مبتنی بر کاربرد منابع آن تألیف شده است. فصل نخست کتاب به بررسی ماهیت یادگیری و انواع منابع یادگیری اختصاص دارد. فصل دوم به نقش هر یک از منابع یادگیری می‌پردازد. در این فصل نقش معلم در جریان یادگیری فراگیر به عنوان یک منبع یادگیری، مواد و وسایل آموزشی و رایانه هر کدام در گفتار جداگانه‌ای بحث می‌شود.

در فصل سوم سبک‌های یادگیری، چرخه یادگیری و نقش‌های منابع یادگیری بررسی می‌شوند. فصل بعدی به تبیین روش‌های استفاده از منابع یادگیری اختصاص دارد و نویسندگان در فصل پنجم به موضوع آشنایی با مراکز تولید رسانه‌های آموزشی، مواد آموزشی و مراکز ارایه‌کننده خدمات فرهنگی توجه می‌کنند.

در پیوست کتاب نیز سایت‌ها(پایگاه‌های اطلاع‌رسانی) مختلف تعلیم و تربیت معرفی شده‌اند.
 
این کتاب برای دانشجویان رشته علوم تربیتی، گرایش آموزش ابتدایی در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس «روش‌های استفاده از منابع یادگیری» به ارزش دو واحد تدوین شده است.

کتاب «منابع یادگیری در تعلیم و تربیت» توسط انتشارات سمت در 200 صفحه و بهای 25000 ریال منتشر شد.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

ذوعلم
فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی تدوین می‌شود
جام جم آنلاین: مشاور وزیر آموزش و پرورش از تهیه و تدوین فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی با همکاری موسسه امام خمینی(ره) و تحت اشراف آیت الله مصباح یزدی خبرداد.

به گزارش مهر، حجت‌الاسلام علی ذوعلم ظهر پنج‌شنبه در پنجمین همایش سالانه همکاری‌های آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه اضافه کرد: مهمترین طرح‌های همکاری حوزه و آموزش و پرورش بر عهده گروهی از محققان موسسه امام خمینی(ره) قرار گرفت و اکنون پس از سه سال تلاش فشرده پژوهشی این اثر گرانقدر که با هدایت علمی حضرت آیت الله محمد تقی مصباح یزدی ارائه شده و در آینده‌ای نزدیک چاپ می‌شود.

وی ابراز داشت: این اثر اثری بی نظیر در حوزه تعلیم و تربیت است که زیر نظر یکی از استادان حوزه علمیه که مقام عظم رهبری ایشان را همردیف کسانی مانند علامه طباطبایی می‌دانند تدوین شده است.

ذوعلم عنوان کرد: این اثر در سه بخش و در حجمی بالغ بر 600 صفحه تدوین شده و در حال طی مراحل نهایی برای چاپ سپاری توسط سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است.

وی با اشاره به اجرای طرح بصیرت فرهنگیان ادامه داد: در سال گذشته 150 هزار نفر از این طرح استقبال و در آن شرکت کردند و در سال جاری نیز پیش بینی می‌شود بیش از 200 هزار نفر حضور داشته باشند.

ذوعلم با اشاره به همایش همکاری‌های آموزش و پرورش و حوزه‌های علمیه تصریح داشت: مقام معظم رهبری در سفر به قم بر این همکاریها تاکید زیادی داشتند و بر این اساس امسال پیش همایش موضوع علم و دین برگزار و همایش ششم با اعلام محورها و موضوعات در سال 91 برگزار خواهد شد.

وی برگزاری این همایش ار فرصت برای حوزه و آموزش و پرورش دانست و گفت: حوزه باید با ایجاد ساختارهای جدید و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز برای مدارس از این فرصت بهترین بهره را برای تبلیغ ببرد.

 

خبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

اِستِکبارا فى الارضِ وَ مَکرَ السَّیِّى ء

و لا یَحیقُ المَکرُ السیّى ء الّا بِاهله ... (فاطر، آیه 43)

برترى جستن در زمین و نیرنگ زشت، و مکر و نیرنگ زشت جز به اهلش برنمى گردد

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/٢۳ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

استاد مطهری در روز سه شنبه، 11 اردیبهشت ماه 1358، ساعت ده و بیست دقیقه شب، توسط گروه نادان و جنایتکار فرقان به شهادت رسید و رهبر و مردم را در ماتمی عظیم فرو برد.

سلام خداوند بر روح پاک معلم شهید مرتضی مطهری

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٢ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

انقلاب اسلامی ایران، در روز 22 بهمن سال 57، پیروز شد. اولین جمله گوینده رادیو این بود که «این صدای انقلاب ایران

است‏». استاد مطهری بر آشفت که باید بگویند: «انقلاب اسلامی‏».

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٢ساعت ٦:٢٤ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

آلبوم عکسهای شهید آیت الله دکتر مرتضی مطهری تهیه کننده: محمد باقری

با حجم 5 مگا بایت با بیش از صد عکس از استاد شهید مرتضی مطهری

دانلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود کنید.

نمونه کم حجمی از برنامه

آلبوم عکسهای شهید آیت الله دکتر مرتضی مطهری

----------------------------------------------------------------------------------------

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

از خدا جوییم توفیق ادب /  بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد/  بلکه آتش در همه آفاق زد

مولوی

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

یکى از روشهاى تربیت در قرآن‏کریم «مراقبه و محاسبه» است که علماى اخلاق و ارباب معرفت درباره این موضوع بسیار تأکید و توصیه فراوان نموده‏اند.

معناى «مراقبه و محاسبه» مرحوم نراقى در «جامع السعادات» مى‏نویسد: معناى «مراقبه» آن است که همیشه ملاحظه کند ظاهر و باطن خود را تا این که اقدام به معاصى نکند و واجبات از او ترک نشود تا این که در هنگام محاسبه ملامت و ندامت متوجه او نشود. و معناى «محاسبه»، این است: که انسان در هر شبانه روز وقتى را معین کند که به حساب نفس خویش برسد که چه اعمالى را انجام داده و طاعتها و گناهانش را موازنه و سنجش نماید و نفس خویش را سرزنش کند. اگر در طاعت الهى تقصیر نموده یا مرتکب معصیت شده، و شکر نماید خداوند را اگر واجبات را انجام داده و معصیتى از او صادر نشده و شکر زیادترى نماید، اگر موفق به بعضى اعمال خیر و مستحبى شده است.»(97)

انسان باید همواره در طول روز و تا هنگام استراحت شبانگاهى به کشیک نفس پرداخته و لحظه‏اى از آن غافل نباشد تا وسوسه‏هاى نفسانى و حالات شیطانى نتواند وى را از جاده حق و اعتدال خارج کرده و به سوى عمل و یا صفتى زشت سوق دهد و یا کار پسندیده را در نظرش به صورت دیگرى جلوه دهد و یا با تنبلى و کسالت او را از اقدام و ادامه بر انجام آن منصرف کند.

این قدم بسیار مهمى است که در آغاز، سخت و دشوار است، ولى به تدریج از دشوارى آن کاسته و آسان خواهد شد.

امام على (ع) مى‏فرماید: «رحم اللّه عبداً راقب ذنبه و خاف ربّه»(98) خداوند رحمت کند بنده‏اى را که مواظب نفس خویش باشد (گناه نکند) و از خداوند خود بترسد.

فیض کاشانى(ره) مى‏فرماید «مراقبت» دو قسم است:

اول: مراقبت کسانى که به پایه تقرب رسیده‏اند و از مقربین محسوب مى‏شوند؛ به این است که از عظمت و جلال خدا کاملاً مراقبت مى‏کنند و قلب را مستغرق جلال او مى‏دانند و از هیبت او شکسته حالند و نمى‏توانند به دیگرى توجه کنند و این افراد کسانى‏اند که به غیر از خدا نظرى ندارند و خداوند کارهاى دیگر آنان را کفایت مى‏کند.

دوم: مراقبت مردم پرهیزکار که اصحاب یمین‏اند و آنها افرادى هستند که کاملاً مى‏دانند خدا از ظاهر و باطنشان با خبر است و ملاحظه جلال و جمال او آنان را به وحشت نینداخته و دلهایشان به حد اعتدال باقى است و از هر عملى که باعث رسوایى در عالم آخرت مى‏شود، از آن خوددارى مى‏نمایند.(99)

اصولاً حسابرسى و تفتیش نسبت به حالات نفسانى و اعمال صادر شده از شخص در طول روز، از ضرورى‏ترین کارهاست که بدون آن هیچ حرکتى رو به سامان نخواهد رفت. انسان در محاسبه است که نقاط ضعف و قوت خود را مى‏یابد و به مقدار توانایى خود در برخورد با موانع و غلبه بر عوامل بازدارنده از حرکت به سوى هدف واقف مى‏گردد.

امام على (ع) مى‏فرماید: «لازم است انسان عاقل به حساب خود رسیدگى کند و تمام عیبها و زشتى‏هایى را که دارد، نسبت به دین و رأى و اخلاق و ادب این که ثبت و ضبط کند و آنها را به ذهن خود بسپارد یا آن که در صفحه کاغذى بنویسد و براى برطرف نمودن آنها فعالیت کند.»(100)

امام رضا (ع) مى‏فرماید: «لیس منّا من لم یحاسب نفسه فى کل یوم»آن کس که همه روزه به حساب خویشتن رسیدگى نکند از ما نیست.

کنترل و اداره نفس، کار آسان و ساده‏اى نیست، بلکه به تدبیر، بردبارى و تلاش د فراوان نیاز دارد، مگر نفس امّاره به این سادگى تسلیم مى‏شود؟ و مگر به آسانى پاى میز محاکمه و حسابرسى حاضر مى‏گردد؟ در این که چگونه به حساب خود بپردازیم، باید گفت: یکى از راه‏هایى که در حسابرسى نفس، مؤثر و مفید است، این است که انسان به یاد محاسبه شدید و سخت قیامت بیفتد که در آن هنگام از جن و انس حسابرسى دقیق مى‏کنند. قرآن‏کریم مى‏فرماید: «سنفرغ لکم ایّه الثقلان»(101) به زودى به حساب شما مى‏پردازیم اى دو گروه انس و جن!

امام على (ع) مى‏فرماید: «حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توازنوا»(102) قبل از آن که در قیامت به حساب شما برسند، در دنیا به حساب خود بپردازید و قبل از آن که کارهاى شما رابسنجند، خود رابسنجید.

قرآن در آیات متعدد موضوع حسابرسى قیامت را مطرح نموده که به جهت اختصار به چند مورد اشاره مى‏کنیم:

1- «و ان تبدوا ما فى انفسکم او تخفوه یحاسبکم به اللّه»(103) اگر آنچه را در نفس دارید ظاهر سازید یا مخفى کنید، خدا شما را به آن حساب خواهد کرد.

2- «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئاً و ان کان مثقال حبة من خردل اتینابها و کفى بنا حاسبین»(104) میزانهاى عدالت را در قیامت برپا مى‏داریم، پس هیچ کس مورد ستم قرار نخواهد گرفت و اگر به مقدار یک مثقال از دانه خردل، عمل داشته باشد آن را براى حساب خواهیم آورد و خود ما براى حسابگرى کافى هستیم.

3- «یومئذ الناس اشتاتاً لیروا اعمالهم فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرّة شراً یره»(105) در قیامت مردم دسته دسته خارج مى‏شوند تا اعمالشان را مشاهده کنند پس هر کسى ذرّه اى کار خیر انجام داده باشد آن را خواهد دید و هر کس ذرّه‏اى کار شر انجام داده باشد آن را مشاهده خواهد نمود.

قرآن‏کریم براى تربیت بشر در مورد فراوانى مى‏فرماید: خداوند رقیب و عالم به اعمال شما است: «همانا خداوند بر اعمال شما مراقب و حافظ و آگاه است.»(106)

حضرت عیسى (ع) مى‏فرماید: هنگامى که مرا از میانشان گرفتى تو خود مراقب آنها بودى. از آیات قرآن به استفاده مى‏شود که همه اعمال و حرکات و گفتار و حتى نفس کشیدنها و افکار و نیّات آدمى در نامه عملش ثبت وضبط مى‏گردد و براى حساب قیامت باقى مى‏ماند. ازاین‏رو، بر هر انسان مؤمن لازم است مواظب و مراقب نفس خویش باشد که گناه نکند و فرائض الهى از او ترک نشود. قرآن‏کریم مى‏فرماید: «و وضع الکتاب فترى المجرمین مشفقین مما فیه و یقولون یا ویلتنا ما لهذا الکتاب لایغادر صغیرة و لا کبیرة الا احصاها و وجدوا ما عملوا حاضرا و لا یظلم ربک احدا»(107) و کتاب نهاده مى‏شود، پس مجرمین را مى‏بینى که از آنچه در نامه عملشان به ثبت رسیده، ترسانند و مى‏گویند: اى واى این کتاب چگونه هیچ امر کوچک و بزرگ را فرو نگذاشته، مگر آن که آن را به شمار آورده است و همه اعمالشان را حاضر مى‏یابند و پروردگارت به هیچ کس ظلم نمى‏کند. «یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضراً و ما عملت من سوء تودلو انّ بینها و بینه امداً بعیداً»(108) روز قیامت هر کسى هر عمل خیرى را انجام داده، حاضر مى‏یابد و نیز هر عمل بدى را مرتکب شده حاضر مى‏یابد و آرزو مى‏کند که بین او و عملش فاصله زیادى باشد.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 روش نصیحت و خیرخواهى‏

یکى از روشهاى مؤثر براى تربیت نفس که قرآن بدان اشاره نموده است، روش «نصیحت و خیرخواهى» است. واژه «نصیحت» از ماده «نُصح» به معناى خلوص و بى‏غل و غش بودن است. «ناصح العسل» به معنى عسل خالص است و این تعبیر در مورد سخنانى که از روى نهایت خلوص و خیرخواهى گفته مى‏شود به کار رفته است.

نصیحت و خیرخواهى و ارشاد ارائه راه رشد و هدایت به سوى آن است. این عمل از وظایف پیامبران الهى و ائمه معصوم (ع) و مطلوب اولیاء دین به شمار مى‏رود.

امام سجاد (ع) در فرازى از دعاى «مکارم الاخلاق» در مناجات خود با خداوند عرض مى‏کند: «وَاجْعَلْنى مِنْ أَهْلِ السَّدادِ وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشادِ؛ بارپروردگارا! مرا از ثابت قدمان و ملازمان حق و از راهنمایان به سوى رشد و فضایل اخلاقى قرار ده.»(60)

و نیز در دعاى «افتتاح»، بنده سالک از خدا این چنین طلب مى‏کند: «اَللَّهُمَّ اِنَّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فى دَوْلَةٍ کَریمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاسْلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِکَ وَ الْقادَةِ اِلى سَبیلِکَ...؛ پروردگارا! دولت کریمه‏اى که اسلام و اهلش را به وسیله آن عزت بخشى و نفاق و منافقان را به خاک مذلت نشانى، از تو مى‏طلبیم، و در آن حکومت ما را از داعیان و هدایتگران به طاعت خویش و از پیشوایان دعوت‏کننده به راه خود قرار ده.»

قرآن‏کریم انبیا و پیشوایان دینى را نصیحت کنندگان و خیرخواهان بشر معرفى مى‏نماید که در سوره «اعراف» قرآن‏کریم از چهار نفر آنها یاد مى‏نماید: حضرت نوح (ع)؛ حضرت هود (ع)؛ حضرت صالح (ع)؛ حضرت شعیب (ع). حضرت نوح (ع) مى‏فرماید: «ابلغکم رسالات ربى و انصح لکم» پیامهاى پروردگار را به شما مى‏رسانم و شما را نصیحت مى‏کنم.

حضرت هود (ع) گوید: «ابلّغکم رسالات ربى و أنا لکم ناصح امین»(61) رسالت‏هاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏کنم و خیرخواه امینى براى شما هستم.

حضرت صالح (ع) گوید: «یاقوم لقد ابلغتکم رسالة ربى و نصحت لکم و لکن لا تحبون الناصحین»(62) اى قوم! من رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و براى شما خیرخواهى را انجام دادم، ولى شما خیرخواهان را دوست ندارید.

حضرت شعیب (ع) گوید: «لقد ابلغتکم رسالات ربى و نصحت لکم»(63) من رسالات پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و براى شما خیرخواهى نمودم.

آرى، پیامبران الهى براى آگاهى و آشنایى بشر به وظایف خویش و تربیت اخلاقى آنان، از نصیحت و خیرخواهى به عنوان یک روش استفاده نموده‏اند.

پیامبر گرامى اسلام (ص) انسانها را به نصیحت کردن یکدیگر تشویق مى‏فرماید: «ان اعظم الناس منزلة عندالله یوم القیامه امشاهم فى ارضه بالنصیحة لخلقه»(64) بزرگترین مردم از لحاظ مرتبه نزد خدا در روز قیامت کسى است که براى نصیحت خلق در زمین بیشتر سعى و تلاش نماید.

در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده که مى‏فرماید: «یجب للمؤمن على المؤمن النصیحة له فى المشهد و المغیب»(65) بر مؤمن واجب است که در حضور و غیاب، خیرخواه مؤمن باشد و نیز مى‏فرماید: «علیکم بالنّصح لله فى خلقه فلن تلقاه بعمل افضل منه»(66) بر شما باد به نصیحت کردن مخلوق براى رضاى الهى که خدا را به عمل بهتر از آن ملاقات نکنى.

هدف از ارشاد و نصیحت، ارتقاى سطح تربیت و فرهنگ و ترویج فضایل اخلاقى و تعظیم شعائر است. گرچه برخاسته از ترک واجب یا ارتکاب کار حرامى نباشد، یعنى لازم نیست تا از شخصى گناه یا ترک واجبى سر زند که به خاطر جلوگیرى از آن این کار واجب شود. بلکه بیشترین هدف از این عمل، پیشگیرى و ایجاد مصونیت در جامعه، نسبت به جرم و سرپیچى از وظیفه، محسوب مى‏شود، و همین نیز تفاوت آن با امر به معروف و نهى از منکر است. و این کارى است بس شریف که هم شکر زبان است و هم زکات دانش.

نکته‏اى که تذکر آن ضرورى مى‏نماید این است که برخى از مردم وقتى کار خطایى و یا عیبى را از کسى مشاهده مى‏کنند، در مقابل چشم دیگران آن را براى وى بازگو مى‏کنند و در جمع مردم به او تذکر مى‏دهند. این شیوه، گذشته از این که آبروى او را برده و سایر افراد را که ممکن است متوجه خطاى او نشده‏اند از عمل و رفتار او آگاه مى‏سازد و چنین امرى شاید از مصادیق اشاعه فحشاء هم محسوب شود نصیحت و تذکر را بى‏اثر ساخته و ممکن است موجب دشمنى و عداوت او نیز گردد. در حالى که صرفنظر کردن از آن در آن هنگام و یادآورى آن در «پنهانى»، تأثیر سخن را چندین برابر خواهد کرد، زیرا مربى با این عمل، صداقت و دلسوزى خود را ثابت نموده و با جلب اعتماد او، به مقصود تربیتى خود نزدیک مى‏شود.

امام عسکرى (ع) مى‏فرمایند: «مَنْ وَعَظَ أَخاهُ سِرّاً، فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَظَهُ عَلانِیَةً، فَقَدْ شانَهُ»(67) هر کس برادر دینى خویش را در پنهانى پند و اندرز دهد، مایه زینت او شده و کسى که او را در حضور دیگران اندرز دهد، مایه خوارى او شده است.

این نکته به ویژه در ارتباط والدین با فرزندان خود از اهمیت بسزایى برخوردار است، زیرا پدر و مادر از هر کس بدین امر سزاوارترند که در عین دلسوزى و مراقبت از حال فرزندان خود و هدایت و تذکر به موقع خطاهاى آنها، عیب‏پوش جوانان و نوجوانان خویش باشند و نقایص و خطاهاى آنان را، نزد هیچ جمعى برملا نکنند.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 روش موعظه و اندرز

قرآن‏کریم، یکى از روشهاى مؤثر در تربیت روحى انسانها را «موعظه و اندرز» مى‏داند و در بسیارى از آیات به آن سفارش نموده گرچه خود قرآن کتاب موعظه و اندرز است که از طرف پروردگار براى شفاى بیمارى‏هاى درونى انسان و کسب فضایل اخلاقى نازل شده است. چنان که قرآن‏کریم مى‏فرماید: «یا ایها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور»(53) اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده و درمان آنچه در سینه‏هاست؛ گرچه از این موعظه قرآن فقط اهل تقوا و بهره‏مند مى‏شوند. «و موعظة للمتقین» این تعبیر در چهار مورد از قرآن آمده است.(54)

قرآن‏کریم پر از ارشاد و اندرز است. سراسر سوره لقمان و دیگر قصص قرآن، بیشتر جنبه پند و اندرز دارد. چنان که لقمان حکیم براى تربیت فرزندش او را موعظه مى‏نمود: «اذ قال لقمان لابنه و هو یعظه»؛ زمانى که لقمان به فرزندش گفت و حال این‏که او را موعظه مى‏کرد، این چنین موعظه نمود: «یا بنى لاتشرک باللّه ان الشرک لظلم عظیم»(55) پسرم! براى خدا شریکى مگیر، زیرا شرک ستمى بزرگ است.

خداوند پیامبر گرامى اسلام (ص) را مأمور به موعظه کرد: «قل انمّا اعظکم بواحدة ان تقوموا للّه مثنى و فرادى»(56) یعنى بگو: که من شما را به یک موضوع پند مى‏دهم و آن این که چه دو نفر باشید چه یک نفر براى خداوند کار کنید.

حکمت بزرگ تربیت در موعظه و اندرزها نهفته است. «در شنیدن اثرى است که در دانستن نیست.»(57) مستمع باید پذیرا باشد و واعظ نیز خود الگوی عملى گفته‏هایش باشد. از این‏روست که موعظه امام على (ع) در «همام» چنان اثرى مى‏گذارد، که پس از شنیدن صفات متقین مدهوش گردیده و به لقاى خدا مى‏پیوندد.

از دیدگاه قرآن‏کریم، انسان در سراسر عمر، به موعظه و پند و اندرز نیازمند است، چه نوجوان باشد چه عمر او زیاد باشد. بنابراین قرآن موعظه لقمان به فرزند نوجوانش را چنین بیان مى‏کند: «پسرم! براى خدا شریکى مگیر، زیرا شرک ستمى بزرگ است.»(58) همچنان که موعظه خداوند به حضرت نوح را که عمر طولانى داشت، نیز بیان مى‏کند.(59)

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

ویژگی های  شخصیتی ومعنوی وعلمی استاد به عنوان الگوی تربیتی:

1-احترام پدر ومادر 

  2- ارتباط عاطفی با اعضای خانواده (( ایشان  نسبت به تربیت فرزندان خود تلاش زیادی نمودندو آنان را همواره به سوی علم و عمل و فضیلت  هدایت می نمودند .استاد در فرازی از نامه به دخترش چنین نوشته است : ((  خوشوقتم  که خداوند دعاهای نیمه شب   مرا درباره تو مستجاب فرموه ، تو را سعادتمند و خوشبخت فرمود ---امید وآزوی من این است که همه فرزندانم قدردان نعمتهای الهی  باشند تا روز به روز خداوند بر نعمات خود بیافزاید .اگر زندگی من ومادرت  از صفر شروع شده ، روز به روز وسال به سال بهتر شده  از آن جهت است که همیشه قدردان نعمتهای الهی بوده ایم  و جاهلانه عمل نکرده ایم . همیشه تفکر وتعقل را جانشین احساسات  وهیجان ها کرده ایم .

3-اخلاص در کار

 4-دوام طهارت

 5-تزکیه نفس

6-توسل به اهل بیت

7-عشق به ولایت فقیه

8-نیایش و دعای مستمر

 9-امیدوار بودن به هدف متعالی

 10-عزت نفس

 11-نظم

 12-قاطعیت

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 عوامل سو ء تربیت از نگاه  استاد مطهری:

1-قیود بیجای اجتماعی  که مزاحم تجلی استعدادها  ،و غرایز انسانی می شود  ومنتهی به سرکوبی غرایز مسشود .

2-تربیت های  مبنی بر ترس و وحشت بی منطق ، خصوصا در دوره کودکی  . مثلا ترساندن کودک اچیزی بدون آنکه طفل بتواند منطقا  ان را درک کند . این گونه ترسها اشباحی ا وحشت در روح طفل بوجود می آورد .

3-ناز پروردگی ، که روح را پر توقع  ودر مقابله با حوادث ناتوان  ودر نتیجه مایوس و بدبین  وغیر متکی به نفس بار می آورد .

4-بیکاری

5-کار بیش از ظرفیت جسمی وروحی

6- برخورد با حوادث هیجان  اور  ومتاثر کننده یا محرک شهوت به وسیله رادیو و تلویزیون   و روزنامه . که آدم را آرام نمی گذارد ، ونتیجه اش کم حوصلگی –تند خویی –عصبانیت –پیری زودرس – و بیماریهای عصبی است .

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

عوامل تربیت از نگاه  استاد مطهری:

1-تقویت اراده

2-عبادت

3-محبت

4-تقویت حس حقیقت جویی

5-مراقبه و محاسبه

6-تفکر

7-محبت اولیا

8-ازدواج

9-جهاد

10-کار

11-معاشرت با صالحان

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

فطری بودن اسلام

شهیدمطهری معتقد بود که باید اسلام را آن‌طور که هست به مردم معرفی کنیم، نه چیزی به آن بیفزاییم و نه بکاهیم، به

تعبیر دیگر اسلام را بدون آرایش و پیرایش عرضه کنیم، آن‌گاه «فطرت حقیقت‌جوی» انسان‌ها به‌سوی آن جذب خواهد شد.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

    تربیت از دیدگاه استاد شهید مطهری(ره)        
   
تربیت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی انسان است. آدمی برای ادامه حیات انسانی و نیل به کمال لایق خود ناگزیر است با دیگران بیامیزد و عضو جامعه بشری باشد و در فعالیت های اجتماعی با آنان همکاری نماید. تربیت، تجربیات نسل های گذشته را به نسل های بعد منتقل می کند و راه و رسم زندگی را به بشر می آموزد، تربیت برنامه هماهنگی فرد با اجتماع است، تربیت عواطف و احساسات را اندازه می گیرد و تمایلات انسان را به راه صحیح هدایت می نماید و روابط شخص را با اجتماع بر اساس شیوه صحیح منظم می سازد. تربیت صحیح یکی از مهمترین ارکان سعادت بشر است، تربیت رمز کامیابی و خوشبختی انسانها در طول ایام زندگی است. تربیت صحیح شخص را انسانی معتدل و قابل معاشرت می سازد، غرائزش را براساس مصلحت اندازه گیری می کند و به آنها شکل سازگاری با جامعه می بخشد و آدمی را در ارضای تمایلات نفسانیش از افراط و تفریط مصون می دارد. بحث تربیت از مباحث بسیار وسیع و پردامنه ای است که از جهات متعدد قابل بررسی و تحقیق است. چنانچه استاد مطهری(ره) در این خصوص نظراتی ابزار داشته اند که در ذیل به آنها اشاره می گردد:

۱) فرق تربیت با صنعت:

تربیت با صنعت یک فرق دارد که از همین فرق انسان می تواند جهت تربیت را بشناسد. صنعت عبارت است از ساختن به معنی اینکه شی یا اشیایی را تحت یک نوع پیراستن ها و آراستن ها قرار می دهند و میان آنها ارتباط برقرار می کنند و میان قوای اشیا در جهت مطلوب انسان قطع و وصل هایی صورت می دهند. آن وقت این شی می شود مصنوعی از مصنوع های انسان. استاد شهید مطهری برای آنکه بتواند مفهوم مذکور را در ذهن خواننده ملموس نماید از طلا مثال می زند و می گوید فرض کنید که از طلا یک حلقه انگشتر یا زیور دیگری می سازیم. واضح است که این حلقه را ما شکل می دهیم و یا به قول معروف پرداخت می کنیم و آن وقت این حلقه می شود مصنوع ما، ولی تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنی به فعلیت درآوردن استعدادهای درونی که در یک شی هست.قطعا با چنین تفسیری تربیت: اولا فقط در مورد جاندارهایی مثل گیاه، حیوان و انسان صادق است. ثانیا اگردر مورد غیر جاندار این کلمه به کار گرفته شود، مجازی به کار رفته است نه به مفهوم واقعی. ثالثا تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد، یعنی تابع و پیرو طبیعت و سرشت آن شی باشد. به عنوان مثال، استعداد درس خواندن در یک مرغ وجود ندارد یعنی ما نمی توانیم یک مرغ را تعلیم بدهیم که مثلا ریاضیات یادبگیرد و مسائل حساب و هندسه را حل بکند، استعدادی که در او وجود ندارد نمی شود بروز داد. یا در مورد انسان ها باید بدانیم که ترس وارعاب و تهدید عامل تربیت نیستند(۱) و لذا اگر تربیت را به همان معنی پرورش بگیریم، مسلما نمی توان استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، از راه زدن، از راه ارعاب، از راه تهدید و پرورش داد.همین جور که یک غنچه گل را نمی شود به زور به صورت گل درآورد.

۲) اساس تربیت:

استاد شهید مطهری(ره) معتقد است تربیت انسان باید برای شکوفا کردن روح باشد. این معلم فرزانه اعتقاد دارد تاثیر تربیت در دوره های مختلف عمر آدمی یکسان نیست و هر دوره ای با دوره دیگر فرق دارد و بعضی دوره ها را برای شکوفا شدن استعدادها ارجح و مناسب دانسته است.

به عنوان مثال سن شکوفا شدن روح آدمی را از نظر انواع استعدادها، استعداد علمی یا استعداد دینی و یا استعداد اخلاقی از هفت سالگی تا سنین سی سالگی مناسب می داند و براین باور است که این دوران در یک محیطی قرار می گیرد که روز به روز بر معلوماتش، افکارش، اندیشه اش، ذوقیاتش و عواطفش افزوده می شود.

۳) تائید تربیت جسم:

انسان دارای جسم است ویک سلسله قوای جسمانی و دارای روح و یک سلسله قوای روحانی. مطلب اساسی این است که آیا مراد از مفهوم تربیت تنها پرورش جسم است یا روح؟! گروهی معتقدند جسم به هیچ وجه نباید تربیت بشود چون موجب تن پروری گشته و این مذموم است؛ حکیم فرزانه استاد شهید مطهری(ره) در این زمینه اعتقاد دارد که اولا این مغالطه لفظی است. ثانیا تن پروری به مفهوم صحیح خود کلمه نه تنها مذموم نیست بلکه ممدوح هم هست و همگان وظیفه دارند جسم خود را تقویت و نیرومند نموده و سالم نگه دارند و بدون شک فلسفه بسیاری از دستورات بهداشتی به همین موضوع بازگشت دارد. ثالثا آن چیزی را که ما عجالتا اسمش را تن پروری گذاشته ایم و مذموم می دانیم همان نفس پروری و به عبارت دیگر شهوت پروری است که در تضاد با دستورات بهداشتی می باشد و قطعا تن پروری با این مفهوم از مذمومات خواهد بود.

۴) عوامل تربیت صحیح در دین مبین اسلام:

▪ عامل اول تعقل، تفکر و تعلم:

فرد نه تنها آنچه را که ارائه شده است، درک می کند بلکه به ارزیابی آن می پردازد و نسبت به درستی یا نادرستی آن نیز قضاوت می کند. در تعلیم و تربیت واقعی در هر دوره از تحصیل و در هر مرحله از رشد معلم یا مربی کمک می کند تا آنچه را که می خواند یا می شنود مورد تحلیل قراردهد، دلایل و مدارک یک نظر یا یک فرضیه یا یک تصمیم را بررسی کند و آن گاه درباره موضوع موردبحث قضاوت نماید. در هر صورت تعقل و تفکر برای روشن شدن است

▪ عامل دوم تقوا و تزکیه نفس:

این عامل موجب پرورش اراده انسان می شود و اراده را آماده می کند برای به کار بستن، یعنی روشن شدن به تنهایی کافی نیست باید روشن شد واقتدار پیدا کرد.

▪ عامل سوم مسئله عبادت:

عبادت برای تقویت عشق و علاقه معنوی و ایجاد حرارت ایمانی در انسان است. ایمان خودش به نوبه خود منشاء عبادت است. عبادت هم تقویت کننده ایمان است. ایمان و عمل تاثیر متقابل در یکدیگر دارند. در پیکره عبادت برخی از واجبات و مستحبات وجود دارد و رعایت آنها الزامی به شمار می آید که ممکن است با عبادت زیاد ربطی نداشته باشد ولی در تعلیم و تربیت موثر واقع شود و اثر خاص تربیتی در پی داشته باشد مثل موضوع غسل، وضو، طهارت بدن و لباس نمازگزار و مکان آن و رعایت حقوق مردم و عامل ▪ چهارم کرامت نفس (عزت نفس:)

اساسا مسئله عزت و قاهریت و سیادت آنقدر ارزش والایی دارد که اصلا زندگی بدون آن معنی ندارد واگر باشد مهم نیست که تن انسان روی زمین حرکت کند یا نکند واگر نباشد دیگر حرکت کردن روی زمین حیات نیست. شعار معروف حضرت سیدالشهدا(ع) به همین معنی است که در روز عاشورا فرمودند: “الموت اولی من رکوب الغاری(۲) مرگ از متحمل شدن ننگ بالاتر است واین یعنی اینکه من فقط عزت می خواهم، یا جمله دیگر آن حضرت: هیهات منا الذله(۳)

باور عزت نفس آدمی را صبور می کند، از تندخویی باز می دارد، از دروغ و عجز و ناتوانی دور می کند، در حسن سیرت متواضع می نماید، غیرت می بخشد، حریت و آزادی می دهد و شرافتش را محفوظ می دارد.

عامل پنجم وجدان عمومی: منظور از وجدان عمومی فقط دوست داشتن همه انسانها نیست بلکه بالاتر از آن است. دوست داشتن همه چیز و همه اشیا و در عین حال در عمل (چون نه انسان و نه کل عالم موجودات توقفی نیستند) در مسیر تکامل باید موانع را از پیش پا برداشت. در این زمینه باید به اصول انسانیت توجه داشت نه به فرد و شخص.

▪ عامل ششم محبت:

محبت باید عاقلانه و منطقی و موافق با مصلحت باشد محبت موافق با مصلحت شامل زمان حال و آینده هر دو می شود یعنی همین طور که همیشه خیر و سعادت خود را می خواهیم، خیر و سعادت عموم مردم را بخواهیم.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

این فایل درقالب word  می باشد .

رمز فایل    

motahariyan

 

دانلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود کنید

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

علم آموزی همراه با تربیت
وظیفه معلم است

(بیانات رهبر معظم انقلاب،جدید)

دانلود کنِِِِِِِ 

حجم 3 مگابایت

رمزفایل motahariyan

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

رهبر بزرگوار و عالیقدر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید على خامنه اى"دام الله ظله علی رئوس المسلمین" فرزند مرحوم آیت الله حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى(ره) در روز 24 تیرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس، چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند.

معظم له اکنون دارای 6 فرزند هستند. نام خانوادگی همسر  ایشان«خجسته» است. نام دخترانشان بشری و هدی، و نام فرندان پسرشان سید مصطفی، سیدمجتبی، سیدمسعود و سیدمیثم است. دو تن از فرزندان پسر ایشان 8 سال  در جبهه‌های جنگ ایران و عراق حضور داشتند.

فرزندان رهبری
در این تصویر قدیمی فرزندان رهبر به ترتیب از بزرگ به کوچک سید مصطفی، سید مجتبی، سید محسن(مسعود) و سید میثم می‌باشند

یکی از دختران ایشان همسر فرزند آیت الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبری است که ضمن آراستگی به لباس شریف روحانیت و علم دین در دانشگاههای کشور نیز به تدریس متون حقوقی به زبان فرانسه اشتغال دارند  و دختر دیگر ایشان همسر فرزند آیت الله باقری کنی از علمای تهران است. سید مصطفی فرزند بزرگ ایشان با دختر آیت‌الله خوشوقت ازدواج کرده ‌است. سید مجتبی داماد دکتر غلامعلی حداد عادل است. سید مسعود نیز با فرزند آیت‌الله خرازی و خواهر صادق خرازی ازدواج کرده ‌است. سید میثم کوچکترین فرزند ایشان نیز به ازدواج دختر آقای لولاچیان از بازاریان متدین در آمده است. مقام معظم رهبری همچون امام راحل فرزندان خود را از فعالیت های سیاسی و اقتصادی مبرا داشته و به ایشان توصیه کرده اند که در کارهای اقتصادی وارد نشوند. حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مروی "دامت برکاته" در این رابطه چنین بیان داشتند:

"ایشان چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند. خوب هم درس می‌خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می‌کنیم. یک بار ندیده‌ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است.

فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند

این خیلی ارزش دارد که امکانات باشد و موقعیت فراهم باشد و هیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی‌بینیم. نه خودشان، نه خانواده‌شان!

قطعاً خود حضرت آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده‌ها‌یشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی‌پسندند. خود اینها هم، هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شده‌اند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند. فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانی‌هایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه‌هایی است که خود آقا دارند. این که آنها برای خودشان دنبال آینده‌ای باشند‌ زندگی، مال، منال، پول، پس‌انداز‌ اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می‌شدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیده‌ام.

فرزندان رهبری
از سمت راست : حجج اسلام سید میثم و سید مصطفی، آیت الله مجتهدی و حجج اسلام سید مجتبی و سید مسعود

سید مصطفی‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟ حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست. من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی. زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم.

آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والان هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند."

حجه الاسلام سید مصطفی خامنه ای
حجه الاسلام سید مصطفی خامنه ای
سید میثم خامنه ای
حجه الاسلام سید میثم خامنه ای در کنار پدر همسرش آقای لولاچیان
حجه الاسلام سید مسعود خامنه ای
حجه الاسلام سید مسعود خامنه ای در کنار پدر همسرش حضرت  آیت الله خرازی
فرزندان رهبری
کوه آبیدر ـ سید مسعود و سید میثم در کنار پدر در سفر امسال مقام معظم رهبری به استان کردستان
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

طلایی های تربیت کودک

آموزش و پرورش کودکان به زبان ساده

کمبود وقت منشأ بسیاری از استرس هاست . وقتی کارها به موقع انجام شوند و مجبور نباشید از انجام بعضی کارها به علت کمبود وقت چشم پوشی کنید ، متوجه می شوید که اوضاع زیاد به هم ریخته نیست و مجبور نخواهید بود که کارها را با عجله انجام دهید . به این ترتیب به جای آنکه زیرفشار زندگی خرد شوید ، سوار بر جریان آن خواهید بود . هر خانواده ای باید بر اساس ویژگی ها و نیازهای خود ، برای زندگی روزمره اش ، برنامه خاصی داشته باشد . شما می توانید این برنامه را به میل خود تنظیم کنید اما رعایت برخی اصول در تنظیم برنامه ضروری است . برای رعایت این اصول ، پس از تنظیم برنامه ، آن را در دید رس قرار دهید ( برای مثال برنامه را به در یخچال بچسبانید ) تا علاوه بر اینکه همیشه برنامه را در خاطر داشته باشید خیلی راحت در ذهن تان نقش بندد و آن را به بچه ها اعلام کنید .

تنظیم وقت خواب و خوراک :

مشخص بودن وقت خواب و خوراک ، اساس برنامه ریزی در خانه و برقراری یک روال مشخص است . به یاد داشته باشید ، بچه های کوچک باید زودتر از سایر اعضای خانواده غذا بخورند زیرا آنها زودتر گرسنه می شوند و در ضمن به تغییرات میزان قند خون نیز حساس هستند که بداخلاقی و خستگی نیز از تبعات آن است .

زمانی برای استراحت بچه ها :

تعیین زمان خواب برای بچه ها از ارکان مهم برنامه شما است . مانند دیگر موارد گفته شده باید قبل از فرا رسیدن موعد خواب نقش ساعت گویا را بازی کرده و آن را اعلام کنید . برای بچه های کوچک تر جمله هایی مثل « وقتی ساعت زنگ بزنه ... » « وقتی شام بخوریم ... » و برای بزرگ ترها « عقربه ساعت بیاد روی هشت ... » استفاده کنید . از ساعتی قبل ، هر بازی رایانه ای و شیطنت تعطیل اعلام شود و آرامش حکم فرما گردد . در نظر گرفتن یک لباس راحت بلوز و شلوار ( کش دار ) ، آوردن کتاب قصه قبل از خواب و علامت های دیگر حدود 15 دقیقه مانده به موعد خواب از نظر ذهنی به او می فهماند باید بخوابد . در مورد مشکلاتی چون بیرون آمدن او از رختخواب و یا تمایل به خوابیدن کنار والدین راه حل هایی را در ستون مربوط به این عنوان کرده ایم . یادتان باشد اگر زمان مشخصی برای خواب کودک در نظر نگیرید ، وقتی که او خوابش نمی آید ، سعی می کنید وی را بخوابانید و هنگامی که تصور می کنید وقت بازی کودکتان است ، در واقع او به شدت خوابش می آید . کودکی که هر شب در رختخواب مادر و پدر بخوابد ، این تصور را ندارد که چون می ترسم و نزد پدر و مادرم راحت ترم ، پیش آنان می خوابم بلکه فکر می کند من و مامان و بابا هر سه می ترسیم پس دنیا جای خطرناکی است و همه باید به هم بچسبیم و در کنار هم بخوابیم . اگر او هر شب در رختخواب شما به خواب می رود ، به احتمال فراوان با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد .

سخت گیر نباشید :

در اجرای برنامه ، بیش از سخت گیری نکنید . اگر در برنامه ی شما تغییر اندکی ایجاد شود ( حداکثر نیم ساعت ) اهمیت خاصی ندارد اما اگر در رعایت برنامه سهل انگار باشید ، برنامه معنای واقعی و حقیقی خود را از دست داده و شما دوباره دچار آشفتگی و بحران خواهید شد .

واقع بین باشید :

اگر خصلت فرزندتان این است که کارهایش را آهسته انجام می دهد ، برنامه را به نحوی تنظیم کنید که فرصت کافی برای انجام کارهایش داشته باشد . هرگز فراموش نکنید ، برنامه نباید تبدیل به چماق شود . مثلاً در تابستان به فرزندتان اجازه دهید کمی بیشتر بیدار بماند و حداکثر نیم ساعت دیرتر بخوابد . توجه داشته باشید خوابیدن برای کودکان ، وقتی هوا هنوز تاریک نشده ، کار دشواری است .

بچه ها زود یادشان می رود :

وقتی برنامه خود را مشخص کردید ، هر روز در مورد آن با کودکتان حرف بزنید . کودکان خردسال حافظه ی طولانی مدت ندارند و به سرعت مسایل را فراموش می کنند ، در نتیجه توجه شان به سرعت از موضوع منحرف می شود . به همین منظور بهتر است ، دایم در مورد برنامه با کودک خود صحبت کنید تا اجرای آن سبب تعجب و یکه خوردن وی نشود . برای مثال هنگامی که برای حمام کردن او برنامه ریزی کرده اید ، باید کودک تان هم این موضوع را به یاد داشته باشد ، پس پیشاپیش این مساله را به وی گوشزد کنید و به او فرصت دهید که برای استحمام ، آمادگی ذهنی پیدا کند . شاید با اعلام دایمی برنامه احساس کنید تبدیل به ساعتی گویا شده اید ولی برای برقراری و روالی مشخص ، این کار بسیار حایز اهمیت است . از شنیدن خودتان که دایم اعلام برنامه می کنید ، خسته و عصبانی نشوید . برنامه را آرام و واضح بازگو و در فواصل زمانی مشخص تکرار نمایید ( همان طور که کودکان خردسال فقط زمان حال را به خوبی می شناسند در نتیجه اعلام برنامه به آنان کمک می کند تا در مورد کاری که باید در آینده انجام دهند یا مساله ای که به زودی اتفاق می افتد ، آگاهی پیدا کرده و خود را برای آن آماده کنند . در غیر این صورت شاهد لجبازی و سرپیچی یا تلاش آنها برای به دست گرفتن جریان امور به دلخواه خودشان خواهید بود ) .

چگونه با کودک حرف بزنیم ؟

لحن گفتار شما نکته ی بسیار مهم و پراهمیتی است . به طور مثال اگر قصد دارید کودک را به حمام ببرید ، این مساله را با قاطعیت تمام اعلام کنید و بگویید : « پنج دقیقه دیگه می خوایم بریم حموم پس بیا بریم لباس تمیز برداریم » یا هنگام خروج از حمام بگویید : « تا دو دقیقه دیگه از حمام می ریم بیرون و مامان می خواد حوله رو بیاره » به این ترتیب شما باید مرتب برنامه را اعلام کنید اما توجه اشته باشید اعلام برنامه نباید به صورت پیشنهاد مطرح شود . شما باید بگویید : « می خوایم تا پنج دقیقه دیگه بریم بیرون ، پس بیا کفش هایت رو پات کنم » نه اینکه « می خوایم تا پنج دقیقه دیگه بریم بیرون ، دلت می خواد کفش هات رو پات کنی ؟ » از طرف دیگر اگر به او حق انتخاب می دهید ، نباید بیش از دو گزینه را به او پیشنهاد کنید ، به این علت که او تصور می نماید ، شما به درستی نمی دانید که چه تصمیمی گرفته اید چرا که اگر می دانستید ، این سوال ها را از او نمی پرسیدید . در نظر داشته باشید ، در اعلام برنامه های روزانه جای بحث و مجادله باقی نگذارید ، یعنی نباید بگویید : « اگر کفشت رو بپوشی با هم می ریم پارک » بلکه بگویید : « وقتی کفش هات رو پوشیدی با هم می ریم پارک » . شاید تفاوت این دو جمله بسیار جزئی باشد اما نتیجه آن متفاوت خواهد بود . بهتر است از جمله های شرطی یا احتمالی جمله هایی که با « اگر » و « شاید » آغاز می شوند ، استفاده نکنید و جمله هایتان جمله های خبری نباشند که « قاطعیت » و نه احتمال یا شرط را نشان دهند ، به این ترتیب در دراز مدت از اتلاف انرژی و وقت تا حد زیادی جلوگیری کرده اید . زمانی که والدین استرس دارند یا به دلایلی تحت فشار هستند ، برای پرهیز از مجادله و جر و بحث ، قاطعیت را با حکم اشتباه می گیرند یعنی می گویند : « همین حالا باید بروی و بخوابی ، همین حالا » توجه داشته باشید ، کودک این استرس را احساس خواهد کرد و در نتیجه دچار ترس می گردد . به محض اینکه آنان متوجه آشفتگی و نگرانی شما شوند ، موقعیت را برای بهره برداری یا امتیاز گرفتن مناسب خواهند دید و تازه شاید نحسی هم بکنند . در لحن قاطعانه هیچ اثری از خشونت و تحکم نیست ، پس بدون عجله و هیجان برای او توضیح دهید که چه کاری را باید انجام دهد . از طرفی باید آرامش خود را حفظ کنید تا بداند که اوضاع در کنترل شماست و او هیچ شانسی برای به دست گرفتن شرایط موجود ندارد .

به خودتان هم برسید :

بهتر است علاوه بر برنامه نوینی ، روزهای تعطیل نیز وقت خاصی را برای خود و همسرتان اختصاص بدهید . توجه داشته باشید این کار ضروری است و هرگز نباید آن را کم اهمیت بشمارید .

از همسرتان کمک بگیرید :

هم پدر و هم مادر باید به تمام فرزندان وقت جداگانه ای اختصاص داده و این برنامه را به نوبت انجام دهند . برای مثال امروز مادر ، کودک را به حمام ببرد و پدر برایش قصه بخواند و فردا برعکس .
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

تربیت دینی فرزند

اگر می خواهید فرزندی دیندار داشته باشید این سه نکته را بخوانید و فراموش نکنید:

۱) تدریجی بودن تربیت

یکی از مهم‏ترین اصول در تربیت دینی، اصل تدریج است. در جهان هستی هر پدیده و رویداد دارای ضابطه و قانونی است. هر چیزی ظرفیت و اندازه‏ای خاص دارد. پرورش ابعاد روحانی انسان هم از ضابطه و قانون تدریج و تکامل پیروی می‏کند. سنت تدریج در حوزه تربیت دینی یک اصل است.
پرورش دینی باید با برنامه‏ریزی زمانبندی شده متوازن، همراه با تربیت بدن و به پیروی از عقل، مبتنی بر شناخت نیازها، علایق و قابلیت‏ها انجام گیرد.آموزه‏های پیامبر اکرم(ص) در تربیت دینی این اصل را خاطرنشان می‏سازد که پرورش باید در چرخه‏ها و دوره‏های رشد: ـ «رشد بدنی، ذهنی و عقلی» ـ و براساس یک سیر منظم صورت گیرد.
بر این اساس، پیامبر(ص) دوره‏های تربیتی را به سه دوره: سیادت، اطاعت و وزارت تقسیم می‏کند و برای هر کدام با توجه به نیازهای آن دوره دستور عمل‏های خاص بیان می‏کند.
عدم توجه به اصل تدریج، مربیان را با مشکلات زیادی روبه‏رو می‏گرداند؛ زیرا اگر کودک به یکباره بدون آمادگی تدریجی، در همان روز مقرر که مکلف می‏گردد، با انبوهی از تکالیف روبه‏رو شود و خود را ملزم به رعایت همه آنها بداند، قطعا شانه خالی می‏کند و از عهده این همه وظیفه و مهم برنمی‏آید. اگر هم بپذیرد، تکلیف (که یک شرافت ارزشمند می‏باشد) برای او خاطره‏ای شیرین و به یادماندنی نخواهد بود. مثل اینکه شخصی را بدون هیچ آمادگی به درون حوض آب سرد پرتاب و دچار شوک کنیم، در حالی که اگر آرام آرام بدن خود را داخل آب می‏کرد، برای او هیچ مشکلی پیش نمی‏آمد.
کودکی که هیچ انسی با نماز نداشته، یک دفعه مکلف می‏شود که شبانه‏روز هفده رکعت نماز بخواند و یا دختر خانمی که هیچ گونه پایبندی، گرچه اندک به پوشش نداشته، الان مجبور می‏گردد حجاب را به طور کامل رعایت کند نماید! طبیعی است که دچار وحشت می‏شود.

۲) تاثیر احترام

انسان‏ها از نظر روانی، به احترام نیاز دارند و غالبا به افراد و پدیده‏هایی توجه می‏کنند که نیاز آنها را تأمین نماید، بدین جهت یکی از اصول اساسی در تربیت دینی، توجه به «اصل احترام» است.
بدون احترام و گرامی داشت شخصیت کودک، توفیق چندانی در تربیت دینی نخواهد بود. به خاطر اهمیت این اصل، رسول اعظم(ص) به عنوان والاترین الگوی تربیتی و بزرگ‏ترین مربی انسان‏ها، اهتمام خاصی نسبت به گرامیداشت و احترام به کودکان داشتند. در برخورد با امام حسن و امام حسین علیهماالسلام توجه به این اصل را در سیره تربیتی حضرت رسول(ص) به خوبی می‏بینیم. نقل می‏کنند:
رسول اکرم نشسته بودند، حسن و حسین علیهماالسلام وارد شدند، حضرت به احترام آنها از جای برخاست و به انتظار ایستاد. کودکان آرام می‏آمدند، لحظاتی طول کشید، از این‏رو رسول اکرم(ص) خود به طرف کودکان پیش رفتند و از آنان استقبال کردند، بغل باز کردند و هر دو را در آغوش گرفتند.
رسول اکرم(ص) برای امام حسن و امام حسین احترام ویژه‏ای قائل بودند و با عنایت خاص برخورد می‏کردند، مَنِش و روش برخورد ایشان با کودکان دیگر نیز نشان از احترام به آنان داشت. سیره‏نویسان گزارش داده‏اند: هر وقت که رسول اکرم(ص) از سفری برمی‏گشت، در راه با کودکان برخورد می‏کرد و به احترام آنها می‏ایستاد، سپس امر می‏فرمود که کودکان را از زمین بلند کرده و به حضرت دهند. رسول(ص) بعضی را در بغل می‏گرفتند و به اصحاب امر می‏فرمود کودکان را بغل بگیرید. اطفال از این برخورد محبت‏آمیز، بی‏اندازه خوشحال می‏شدند و این خاطرات شیرین را هرگز فراموش نمی‏کردند. همین شیوه و روش را پیامبر(ص) به والدین توصیه می‏کرد و می‏فرمود:
«به فرزندان خود احترام بگذارید و با آداب و روش پسندیده با آنها برخورد کنید.»
احترام به کودکان در سیره رسول اعظم(ص) اهمیت داشت و گاهی اتفاق می‏افتاد حضرت جهت رعایت حال کودکان، نماز خود را به سرعت پایان می‏داد. امام صادق(ع) نقل می‏کند که رسول اکرم(ص) نماز ظهر را با مردم به جماعت گزارد و دو رکعت آخر را به سرعت و با حذف مستحبات خواند. پس از نماز مردم گفتند: یا رسول اللّه‏! آیا در نماز پیشامدی شد، حضرت فرمود: مگر صدای گریه کودک را نشنیدید؟

۳) اعتدال لازم است

یکی دیگر از اصول تربیت اسلامی اصل اعتدال است. با توجه به ظرفیت‏های مختلف انسان‏ها، این اصل در تربیت دینی ضرورت جدی پیدا می‏کند.
اعتدال است که انسان را به صراط مستقیم هدایت می‏کند. سیره رسول اعظم(ص) در دعوت مردم به دین و دینداری، براساس اعتدال و میانه‏روی بود. امیر مؤمنان(ع) فرمود: «سیره حضرت در زندگی اعتدال بود» و به صورت مؤکد امت را به اعتدال دعوت می‏فرمود:
«من و پرهیزکاران امتم از تن دادن به کارهای تحمیلی (که آمیخته به رفتار ساختگی و مایه ناراحتی و مشقت است) منزه و پیراسته هستیم.»
والدین عاقل توجه به اصل اعتدال را در تربیت دینی همیشه مورد توجه قرار می‏دهند. عدم توجه به این اصل مهم و اساسی، همچون آفتی است بر سرزمین وجود تربیت‏شونده که ریشه دین و دینداری و ایمان فطری او را می‏خشکاند. برون‏رفت از مسیر اعتدال در تربیت دینی بسیار آسیب‏زا است، از این‏رو در نظام تربیتی اسلام، توجه به اصل اعتدال همیشه مورد نظر بزرگان دینی قرار داشته، رمز موفقیت رسول اعظم(ص) در دعوت فراگیر و گسترده مردم، توجه به این اصل بوده است.
نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

5 سال اول یعنی دوران طلایی تربیت

اگر حرف های مرا شنیده یا خوانده باشید ، می دانید که اغلب می گویم: « تربیت کودک ، هزار راه دارد اما آن هزار راه مربوط به دوران پس از پنج سالگی است » زیرا پس از این دوره است که می توان بر اساس انتظارهای والدین ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی خانواده پیشنهاداتی برای آموزش فرزندان ارائه داد . در پنج سال نخست زندگی کودک که دوران طلایی تربیت اوست ، خوشبختانه نیازی به آموزش های جدی نیست و سیر تحولات و رشد کودک طبیعی و پشت سر هم طی می شود ، به شرط آنکه مادران به عنوان عهده دار نقش اصلی تربیت بچه ها ، این تحولات طبیعی را بشناسند و با اضطراب بی مورد خود سعی نکنند کودک را در این مسیر سریع تر یا کندتر به پیش برانند که در هر صورت این مداخله ناشی از ناآگاهی مضر خواهد بود .
والدین عزیز باید فرصت بدهند نوزاد مراحل رشدش را طی کند و یاد بگیرد چه طور غذا بخورد ، ادرار و مدفوع را کنترل کند و لباس بپوشد . دقت کند اگر کودک متوجه شود مادرش اضطراب دارد ، طی هر یک از مراحل را به بحرانی برای خانواده مبدل می کند . می دانید که در دوره ی شیرخوارگی ( ا زتولد تا شش ماهگی ) آنچه موجب لذت نوزاد می شود ، تماس فیزیکی از قبیل در آغوش گرفتن ، بوسیدن و ماساژ دادنش است . لمس صورت شما ، شنیدن لحن و آهنگ صدای آشنای مادر مایه ی آرامش اوست . اگر شما در اضطراب باشید که آیا این گریه کردنش تقصیر من است ؟ آیا من مادر خوبی هستم و ... ، اضطراب خود را به او منتقل خواهید کرد . او در سال اول زندگی اش باید فقط از شما محبت و نوازش دریافت کند تا صفت مهمی به نام اعتماد در او شکل گیرد . اگر تصور کنید مبادا کودک زیر یک سال شما لوس شود و او را به محض نیاز و گریستن در آغوش نگیرید ، از او موجودی پیچیده درست می کنید که نه برای خودش مفید خواهد بود و نه برای دیگران . باید به محض گریه کردن و بیان احساس نیازش به شما ( با زبان بی زبانی ) مطابق میل او رفتار کنید . نباید از کودک ده ماهه خود انتظار رعایت انضباط یا حرف شنوی داشته باشید . تنها می توانید او را با گفتن یک « نه » قاطع از انجام برخی کارهای پرخطر بر حذر دارید . توضیح هم نیازی نیست چون او درک نمی کند بخاری داغ است یعنی چه ولی لحن صدای شما و هشدارتان را می فهمد .
تا قبل از دو سالگی فقط با پیام های غیر کلامی ( تغییر حالت چهره ، لحن صحبت و حرکات انگشت ) پیام خود را به او بفهمانید . برای سال دوم زندگی به بعد باید آن رابطه تنگاتنگ عاطفی کمی سست تر شود و پدر به رابطه اضافه شود و دوباره جایگاه خود را در خانواده مستحکم کند . اگر این درآمیختگی عاطفی را پس از هجده ماهگی به مرور نکاهید ، به رابطه ای بیمارگونه تبدیل خواهد شد . برای مثال جدایی از مادر برای کودک هفت ساله ای که هنوز وابسته به مادر است ، با او می خوابد و ... غیر قابل تحمل است .
چنین بچه ای که مهدکودک یا مدرسه نمی رود ، اجازه صحبت به والدین را نمی دهد و در صورت مقاومت مادر ، مادر را نیز کتک می زند ، حاصل عدم رعایت همین نکته ظریف در دو سالگی است . پدر را کم کم وارد رابطه کنید و او را مشارکت دهید تا در لباس پوشاندن ، غذا دادن و بازی کردن با کودک حضور داشته باشد تا شما نیز در کنار نقش مادری ، نقش همسری را دوباره از سر بگیرید . هر دو باید شیوه ی صحبت کردن اصولی با بچه را بیاموزید . گمان نکنید بچه 2 ـ 3 ساله شما که حرف زدن یاد گرفته مانند شما مفاهیم را درک می کند . گاهی می گویید « مواظب باش ! » « مهربان باش ! » « بچه با ادبی باش ! » آخر او چه می فهمد شما چه می گویید ؟!
این کلام های انتزاعی را بچه های 10 ـ 12 ساله متوجه می شوند آن موقع باید به آنها بگویید شجاع باش و یا از این قبیل کلمات . با بچه ها در این سن در همین حد « این میزه بابا جون ! » « این سیبه مامان » صحبت کنید . در آموزش نکات تربیتی و نظم و غیره نیز اتاق را پر از کلمه نکنید و توضیح ندهید ، خلاصه ، قاطع و کوتاه حرف بزنید . اگر مثلاً کودک شما که مانند طوطی هر حرفی را تکرار می کند ، فحشی را یاد گرفت و تکرار کرد ، نیازی به توضیح اینکه چرا گفتی و آی بیایید فلفل در دهانش بریزید و غیره نیست . کافی است او در دنیای خود که دنیای جلب توجه است ، دریابد که گفتن این حرف به هیچ دردی نخورد و پدر و مادرم اعتنایی نکردند . وقتی فحش را می گوید ، اصلاً اعتنا نکنید و با همسرتان صحبت کنید . برای هر کار بدی که می کند مثلاً موهای مادرش را می کشد و یا صورت پدر را چنگ می زند ، باید یک حرکت مشابه که گویای از دست دادن توجه والدین است ، دریافت کند . به جای اینکه با شادی و خنده بگویید « آی موی مامانو نکش ! » او را به روی زمین گذاشته و یا خودتان را عقب بکشید و بی اعتنا شوید . با یان کار به بچه پیغام می دهید کارش خطا بوده و باعث شد که توجه و آغوش مادر را از دست بدهد . او هرگز بین ابراز علاقه و یا فریاد و جیغ شما تمایز قایل نیست ، برایش اهمیتی ندارد شما چه می کنید . آنچه او در می یابد ، آن است که در هر دو صورت توجه شما را جلب کرده است . شاید حتی داد و فریادش ـ که شما را هراسان به سوی خود می کشاند ـ را برای جلب توجه شگرد موفقیت آمیزی ببیند و هرگز این شگرد خوب را از یاد نخواهد برد . برای تنبیه بچه سه ساله همان طور که قبلاً هم گفته بودم کافی است بنشینید تا هم قد او شوید . انگشت اشاره را جلو بیاورید و قاطع و محکم ( البته بدون لحن خشن ) بگویید این کار قابل قبول نیست . اگر گریه کرد ، بغل اش نکنید . فقط همان دست تان را به او بدهید . بگذارید از برق چشمان شما و نوع نگاهتان بفهمد که کار بدی کرده و مثلاً هول دادن و کتک زدن دیگران کار بدی است . بزرگ تر که شد باید به ازای هر سال از سن اش یک دقیقه او را محروم کنید و مثلاً پس از 4 دقیقه ( در چهار سالگی ) به سراغ اش بروید و بخواهید معذرت خواهی کند .
شنیده ام بعضی ها می گویند : « نه ، من این کارها را نمی کنم ، بچه ام عقده ای می شود ! » تنها چیزی که در پاسخ می توانم بگویم ، این است که اگر رفتار بد بچه را مرد توبیخ و تحریم ( و نه توهین ) قرار ندهید ، او را هرگز به یک فرد بزرگسال خوشحال و موفق تبدیل نخواهید کرد

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

از آن جا که دین نسخه ی کامل راهنمایی انسان ها به سوی کمال می باشد ، با ارایه راه کارهای مناسب در مورد زندگی او زمام امور وی را به دست می گیرد تا با راهی متقن و محکم او را به سرمنزل مقصود برساند.واکنش های رفتاری فرد در دوران بزرگسالی تا حدود زیادی بر مبنای شکل گیری او در دوران کودکی تا جوانی او انجام می گیرد.دورانی که غالبا در کانون خانواده سپری می شود.پس رفتار خانواده در این دوران نمی تواند بدون تأثیر در شکل گیری فرد باشد.در این مقاله در ابتداء اشاره ای به اهمّیّت تربیّت در متون دینی و بیان تفاوت آن با تعلیم می شود و سپس با عصاره گیری از آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السّلام ، روزنه ای جدید به دنیای تربیّت دینی برای مخاطب باز می گردد.تربیّت دینی فرزندان دارای مراقبت های فراوانی است که در این جا حدود 19 تا از آن ها توضیح داده شده است.از جمله: مراقبت های دوران ازدواج ،شب زفاف ،بارداری،شیردهی ، امور جنسی- به بچّه ها محبّت کنیم-آنها را ببوسیم و در آغوش بگیریم-برای آنها نام نیکو انتخاب کنیم-آن ها را کامل و درست صدا بزنیم-با آنها حرف بزنیم-صدای آنها را بشنویم-در مشکلات با آنها همدرد شویم-با آنها قهر نکنیم-آنها را تشویق کرده و به آنها هدیّه بدهیم-با آنها مهربانی و مدارا کنیم-آشنا کردن آنها با خدا و دین-بازی کردن با بچّه ها-ازدواج فرزندان-لقمه حلال

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

مقدمه: اهمّیّت تربیّت در متون دینی

أَمَّا حَقُّ وَلَدِکَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْکَ وَ مُضَافٌ إِلَیْکَ فِی عَاجِلِ الدُّنْیَا بِخَیْرِهِ وَ شَرِّهِ وَ أَنَّکَ مَسْئُولٌ عَمَّا وَلِیتَهُ بِهِ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ الدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فَاعْمَلْ فِی أَمْرِهِ عَمَلَ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّهُ مُثَابٌ عَلَى الْإِحْسَانِ إِلَیْهِ مُعَاقَبٌ عَلَى الْإِسَاءَةِ إِلَیْه(1) اما حق فرزند بر تو این است که بدانی این فرزند از تو و خوبی و بدی اش در جهان منسوب به توست.از این جهت که ولایت او بر عهده توست، نسبت به ادب کردن او و راهنمایی او به سمت پروردگارش و کمک به او در اطاعت خداوند مسؤول هستی. به گونه ای در تربیّت او تلاش کن که گویا می دانی اگر او عمل خوبی انجام دهد تو نیز در ثواب آن عمل شریک هستی و اگر بدی نیز از او سر بزند ، تو نیز بر بدی او عقوبت می شوی. (قسمتی از رساله حقوق امام سجّاد علیه السّلام)از جمله وظایف مهمّ که در آیات و روایات اهمّیّت زیادی نسبت به آن داده شده است، مسؤولیت پدر و مادر نسبت به تربیّت فرزندانشان می باشد.در اهمّیّت این وظیفه همین بس که در روایتی ، پیامبر خدا (صلی الله و علیه و آله ) ارزش تربیّت فرزند را بالاتر از صدقه دادن ذکر کرده اند.وَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ لَأَنْ یُؤَدِّبَ أَحَدُکُمْ وَلَدَهُ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَتَصَدَّقَ بِنِصْفِ صَاعٍ کُلَّ یَوْم(2)اگر هر کدام از شما وقت خود را به ادب کردن فرزندش بپردازد این کار او نزد خداوند از اینکه هر روز نصف صاع صدقه بدهد با ارزش تر است.یا در روایتی دیگر امیر المومنین علیه السّلام می فرمایند:عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ قَالَ مَا نَحَلَ وَالِدٌ وَلَداً نُحْلًا أَفْضَلَ مِنْ أَدَبٍ حَسَنٍ(3)هیچ هدیّه از طرف پدر و مادر با فضیلت تر از ادب برای فرزندانشان نیست.در قرآن کریم خداوند متعال انسان را امر می کند که علاوه بر آن که خود از آتش جهنّم محفوظ می دارند ، از خانواده اش نیز غافل نشده و آن ها رانیز باید از این عذاب سوزناک برهاند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُون(4)

ای کسانی که ایمان آورده اید ، خود و خانواده تان را نجات دهید از آتشی که آتش گیرانه ی آن مردمان و سنگ هایی بوده و بر آن آتش فرشتگان خشم آلوده گمارده شده اند که از دستور خدا به هیچ گونه سر پیچی نکرده و امر خدا را در عذاب مردمان انجام می دهند.البته این وظیفه خطیر آن چنان مشکل است که در انجام آن از خداوند مهربان نیز باید یاری جست و چون امام سجاد علیه السّلام دست به دعا برداشته و با خداوند این گونه مناجات کنیم که:وَ أَعِنِّی عَلَى تربیّتهِمْ وَ تَأْدِیبِهِمْ، وَ بِرِّهِم‏ (5)بار الها! خودن مرا در تربیّت و ادب فرزندان و نیکی به آنها یاری فرما....در این نوشته کوتاه شما با قسمتی از این وظایف از دیدگاه آیات و روایات آشنا می شوید.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

حَدِیثِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) :کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ یُهَوِّدَانِهِ وَ یُنَصِّرَانِهِ وَ یُمَجِّسَانِه‏(6)همه ی انسان ها با فطرت الهی به دنیا می آیند.اما از آن رو که خیر عالم بر مختار بودن انسان و حرکت نظام جهان بر اسباب و مسببات قرار گرفته است،احتمال انحراف این فطرت از مسیر اصلی اش وجود دارد.برای حفظ او در این مسیر باید او را تربیّت کرد. محقّقان و نویسندگان بحث های تربیّتی ،واژه تربیّت را به گونه های مختلفی تعریف کرده اند: تربیّت عمل عمدى فردى رشید است که مى‏خواهد رشد را در فردى که فاقد ولى قابل آنست تسهیل کند. تربیّت سرپرستى از جریان رشد، یعنى اتّخاذ تدابیر مقتضى جهت فراهم ساختن شرایط مساعد براى رشد است.(7) تربیّت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل لازم و کمک به شخص مورد تربیّت تا بتواند استعدادهاى نهفته‏اش را در تمام ابعاد وجود و به طور هماهنگ پرورش داده، شکوفا سازد و به سوى هدف و کمال مطلوب تدریجا حرکت کند(8)تربیّت این است که هر چیزى را از مرتبه استعداد و قابلیّت بمقام فعلیّت رسانده و کمالات لائق به او بخشیده‏ شود.(9)کتاب لغوی مفردات واژه تربیّت را در ماده ی "ربب " آورده و می گوید:الرَّبُّ فی الأصل: التربیة، و هو إنشاء الشی‏ء حالا فحالا إلى حدّ التمام(10)ربّ در اصل از ماده تربیّت است.تربیّت این است که چیزی را پیاپی و پشت سر هم ایجاد کنی تا به نقطه کمال و اتمام برسانی.برخی اشاره کرده اند که نمی توان برای تربیّت معنای جامعی در سخنان اندیشمندان پیدا کرد. "حقیقت این است که جستجوى یک تعریف صحیح و صریح در کتابهاى مهمّى که در زمینه تربیّت نوشته شده است کار بیهوده‏اى است"(11)به نظر می رسد مفهوم تربیّت از جمله مفاهیمی چون محبّت وعلاقه یا دشمنی و کینه ،مفهومی عام است که همه معنای آن را می دانند ولی در آوردن یک تعریف جامع و مانع در مورد آن عاجزند. پس سزاوار است در تبیین و توضیح این مفاهیم به جای تعریف حقیقی به تعریف لفظی یا تعریف به مصداق پناه ببریم.همان گونه که حضرت ابراهیم علیه السّلام ربّ و پروردگار خود را این طور برای بت پرستان معرفی می کند:

فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلاَّ رَبَّ الْعالَمِینَ (77) الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ (78)وَ الَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَ یَسْقِینِ (79) وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (80) وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ (81) وَ الَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ (82)(12)همه آنها(آن بت ها و خدایان دروغین شما) دشمن منند مگر پروردگار عالمیان.آن کسى که مرا آفرید و هدایت مى‏کند.و کسى که مرا غذا مى‏دهد و سیراب مى‏نماید.و هنگامى که بیمار شوم مرا شفا مى‏دهد.و کسى که مرا مى‏میراند و سپس زنده مى‏کند.و کسى که امید دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد. و به بیان دیگرمی توان گفت تربیّت یعنی یک سلسله کارهای مراقبتی در جدا نشدن انسان از مسیر کمال که این نقطه کمال در انسان همان فطرت اوست.تربیّت یعنی اینکه فرد را به گونه ای در مسیر زندگی هدایت کنیم که با برآورده شدن نیازهایش روز به روز به نقطه اوج و کمالش نزدیک تر شود.باید توجه داشت که با این بیان تعلیم قسمتی از تربیّت است.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

تعلیم معنایی بسیار متفاوت با تربیّت را دارا می باشد.تعلیم از ماده علم و به معنای یاد دادن است.یا طبق تعریفی تعلیم یعنی:

" آموزش عبارت است از فعالیتهایى که به منظور ایجاد یادگیرى در یادگیرنده از جانب معلم طرح ریزى مى‏شود و به صورت کنش متقابل جریان مى‏یابد."(13)در این صورت باید دانست بین این دو واژه این تفاوت ها وجود دارند.

1 ـ پرورش غیر از آموزش است، در پرورش(تربیّت) هدف رشد دادن و شکوفایى همه قابلیت‏ها و تواناییهاى بالقوه انسان است، بخلاف آموزش که هدف اصلى آن انتقال معلومات است.

٢ـ به همین دلیل در مقایسه با تعلیم، تربیّت به مدت زمان بیشترى نیاز دارد.

٣ ـ در تعلیم فقط (و یا به عبارتى بیشتر) با یک بعد از ابعاد وجودى انسان یعنى بعد شناختى و عقلانى او سر و کار داریم اما تربیّت فراگیر و همه جانبه است و بیشتر با دل و قلب و روان او سروکار داریم.

۴ ـ تعلیم معمولاً بیشتر بوسیله معلم و در جاى معینى همچون مدرسه و کلاس درس صورت مى‏گیرد ولى در تربیّت همه عوامل موجود در محیط به نحوى بر فرد تأثیر مى‏گذارند

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

خیلی ها ممکن است فکر کنند تربیّت فرزندان از موقعی شروع می شود، که بچّه ها به سن فهم و درک نسبی یا تقریبا سن بلوغ رسیده باشند. در صورتی که برنامه ریزی برای تربیّت فرزند نه از بدو بلوغ و نه از زمان بسته شدن نطفه ، بلکه از زمانی که فرد تصمیم به ازدواج می گیرد باید شروع شود.قال رسول الله : و انظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فانّ العرق دسّاس(15)بنگر که نطفه ات را در چه ظرفی قرار می دهی . رگ و ریشه ادامه پیدا می کند. همسری که من برای خود بر می گزینم مادر آینده ی فرزند من است .فرزند من اکثر روز را به طور معمول با او همراه و هم صحبت است.نزدیک ترین و مؤثر ترین گزینه ای که نقش مستقیمی در سعادت یا شقاوت او را دارا می باشد.از سوی دیگر ، مرد خانواده دو کارکرد اصلی در کانون خانه و خانواده دارد.او هم مدیر اصلی خانه و هم عهده دار تأمین معاش خانواده است.آیا این مدیر تا چه حد با مبانی تربیّتی خانواده آشنایی دارد و یا اهمّیّت این موضوع تا چه حد برای او تبیین شده است؟ آیا نظر او در مورد مراجعه به یک مشاور دانا و دلسوز در مسیر زندگی چیست؟آیا غیر از وظیفه تأمین ضروریات زندگی ، تا چه مقدار برای ارتباط عاطفی با خانواده سرمایه گذاری می کند؟دیدگاه او در مورد کتاب، رسانه و عوامل اثرگذار دیگر مانند ارتباطات خانوادگی و دوستانه ای که باعث اوج یا افول بنیان یک خانواده است،چگونه می باشد؟ بر اساس مبانی دینی ما و گفتار بزرگان، لقمه اثر فراوانی بر تربیّت در خانواده دارد.آیا مرد زندگی آینده ی من تا چه حد پایبند به رعایت حقوق مالی جامعه خویش می باشد؟(توضیح بیشتر در بخش4-1بحث ازدواج و بخش4-19-بحث لقمه ی حلال)

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 دیگر نکاتی که در روایات بر آن تأکید شده است سبقت گرفتن و عجله کردن در شروع تربیّت است.منظور از سبقت در تربیّت عجول بودن و شتاب زده عمل کردن نیست.بلکه منظور ربودن گوی سبقت در شروع تربیّت و مدیریت آن است قبل از آن که دیگران این کار را به عهده بگیرند. تربیّت را ما پیش ببریم نه این که تربیّت فرزندمان مقهور تربیّت جامعه و اطرافیّان شود.انسان به مقتضای طبعش همیشه به دنبال یافتن و کنجکاوی است. نفس انسان به دنبال یافته های نو و سرگرمی های جدید است. این حس یافتن و سرگرمی باید اشباع شود. اگر تو برای آن مقابلش را تعریف کنی به سوی آن می رود اما اگر کسی برای اشباع این حس برنامه نداشته باشد چه بسا به وسیله اسباب دیگری از مسیر سعادتش خارج شود."نفس را باید مشغول کرد که اگر تو آن را مشغول نکنی ، او تو را مشغول می کند. "امام علی علیه السّلام در نامه ای به امام مجتبی علیه السّلام می نویسد:

إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ(16)

قلب جوان (و نوجوان)مانند زمینی بایر و بکری است که هر انچه در آن کشت کنی همان را قبول می کند.پس من قبل از آنکه قلب تو کشتزار تیرگی ها شود و فکرت به جای دیگری (غیر از آنچه سعادت تو درآن است)مشغول شود، شروع به ادب کردن تو نمودم. ربودن گوی سبقت در تربیّت فرزندان اگر همیشه دارای اهمّیّت بوده است،در این دوره با توجه به هجوم سرمایه گذاری های استکبار و شیاطینی که تنها به فکر پر کردن جیب خود هستند، اهمّیّت دو چندانی یافته است.سیل برنامه ریزی هایی که در نهایت آن از بین بردن روحیه علم خواهی ،کمال طلبی و غیرت دینی و ملّی در فرزندان ما و سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بر جامعه هدف می باشد.امام صادق علیه السّلام در مبارزه با این تفکرات شیطانی،ما را به اجرای برنامه ای پیشگیرانه فرا خوانده اند.عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبُ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا(17)به کودکان خود چیزى بیاموزید که خدا آن‏ها را بدان سود دهد تا مبادا طائفه مرجئه (یکی از فرقه های گمراه) عقیده خود را به آن ها تحمیل کنند.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

سرمنشآ بسیاری از انحرافات در بین پسران و دختران جوان عدم رضایت از کانون محبّتی خانواده است.روابط پنهان، خانه گریزی،روی آوردن به مواد مخدر و مجالس گناه و بسیاری از معضلات دیگر ریشه در عدم ارضاء حس دوستی برای جوان در کانون خانواده می باشد.انسان ها کوچک و بزرگ ،مرد و زن همه تشنه محبّت و توجه دیگران هستند. یکی از حکمت های ازدواج و تشکیل خانواده به وجود آمدن یک کانون عاطفی برای گفتن و شنیدن ابراز محبّت هاست.امام ششم (علیه السّلام) از رسول خدا روایت مى کند :اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ.(62)فرزندانتان را دوست بدارید، و به آنان رحمت آورید.بعضى از مردم علاقه چندانى به کودکان خود نشان نمى دهند، یا اگر علاقه دارند اظهار نمى کنند، و در رفتار با آنان خشن و تند، و سخت گیرند، اینان بدانند که با این روش، که روشى غیرانسانى و اسلامى است خود را از رحمت حق محروم مى کنند.امام صادق (علیه السّلام) فرمود :اِنَّ اللّهَ لَیَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ . (63)همانا خداوند به بنده اش محض شدت عشقش به فرزندانشان رحم مى کند.امام هفتم (علیه السّلام) فرمود :.اِنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیْسَ یَغْضِبُ لِشَیْء کَغَضَبِهِ لِلنِّساءِ وَ الصِّبْیانِ.(64)خداوند بزرگ، به چیزى مانند خشمش به نفع زنان و کودکان خشم نمى گیرد.خشم حق محصول بى وفائى و بدرفتارى مردان نسبت به خانواده است.

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٦ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

 

 

بدون شرح

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط محمد باقری نظرات () |

Design By : templateland.ir